هنر و معماری

سير تطور فضا در دوره های معماری  پيش از مدرن،مدرن وپس از مدرن

 

مهری دهبان

مدیر گروه معماری و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رباط کریم 

مدرس دانشگاه آزاد اسلامی  شهر ری

چکيده

موضوع و زبان معماري درباره فضا و مكان است .فضا رابطه ای مستقيم با عناصر تعريف کننده فضا دارد، چه به صورت هندسي و دکارتي و چه به صورت غير هندسي و غير دکارتي، وبا توجه به اينکه مدرنيسم با تحول در عناصر تعريف کننده متولد شد و با پروفيل های فولادي و بتن مسلح توانست با استفاده از شبکه های منظم سه بعدي (ستون ها و تير هاي باربر) کمک به آزاد شدن وسيال شدن فضا کند.و تحول بزرگي در فضا در دوران مدرن اتفاق افتاد، سطوح جدا کننده از حمل بار،رهايي پيدا کردند،معماران از عناصر باربر حجيم و مشکل زا رهايي يافتند، وتا کنون هيچ گونه تغييري در عناصرسازه اي که به شکل خيلي بارز که در دوران مدرن اتفاق افتاد، نداريم،فقط با تغيير شکل دادن عناصر تعريف کننده فضا و دلالت هاي معنايي فضا هاي متفاوت از فضاي منظم و هندسي فضاي مدرن،که فضاي است غير همگون و نا متجانس در اختيار ما قرار مي دهد.

پس ما هنوز در فضای معماری مدرن مي باشيم وبا قاطعيت نمي توانيم بگوييم به پايان دوران مدرن رسيده ايم حضور انديشه به تنهاي نمي تواند فضا ايجاد کند، بلکه فضا متغير وابسته اي است هم به عناصر تعريف کننده وهم به انديشه (دلالت معنايي).پس فضاهاي که هم اکنون ايجادمي شوند ،گر چه ميتواند از نظر هندسي کيفيتي ناهمگن داشته باشد اما همچنان به فضاي همگن دکارتي زمان مدرن وابسته مي باشند.

با شناخت دقيق ويژگي هاي فضاي معماری مدرن مي توان در خلق فضا هاي جديد از تقليد هاي نابجا که از آثار معماری های غرب فقط با نگاه سطحي حاصل مي شودجلوگيری کرد ومعماران جوان را به درک مفاهيم ومسائل پايه ای موضوعات سوق داد.

واژگان کليدی: فضای بیکران، فضای جاری(تداوم فضائی)فضای همگن، فضای کارکردگرا

  مقدمه

موضوع و زبان معماري درباره فضا و مكان است تعاريف مختلفي كه تاكنون از معماري ارائه شده است، معماري

به عنوان اجتماعيترين هنر بشري با فضاي اطراف انسان مرتبط است،ونوعي عمل خلاقانه است که مقصود آن شكل

دادن به فضاي زيست انسان درتماميتش مي‎باشد.گستردة آن از جوابگويي به نيازهاي انساني در پيوند با محيط

وطبيعت تا بيان عواطف و اعتقادات او طيف وسيعي را در برمي‎گيرد

توجه به فضا از قرن نوزدهم به بعد آغاز شده است وتا قبل از آن تعريفي مشخصي در هيچ يک از متون تئوريک معماری غرب نداريم.تعاريف بدست آمده ، براي فضا از منابع مورد پژوهش عبارت است از:

 

·        از ديدگاه اگوست پره(Auguste Perret) ، معماري هنر سازماندهي فضاست و اين هنر از راه ساختمان بيان مي شود

·        ادوارد ميلر اپژوكوم (Edvard Miller Upjokom) نيز معماري را هنر ساختن و هدف كلي آن را محصور كردن فضا براي استفاده بشر تعريف مي كند.

·        گفته لامونت مور (Lamont Moore) نيز معماري هنر محصور کردن فضا جهت استفاده بشر است

·        فضا:«سطح يا حجمي است که اشياء يا پديده ها اشغال مي کنند»(اطهاری،ص35)

·        فضا: اشياء و پديده ها را با يکديگر مربوط مي سازد.

·        فضا: «حجم تعريف شده اي است که بر اساس فاصله و رابطه بين سطوح ظاهر مي شود»(شکوفي،1381،ص ص 49-47).

·        فضا:«کمپوزيسيوني از فضا و عناصر تعريف کننده است»(شکوفي،1381،ص ص 49-47)

·       فضا:«فضا به اعتقاد غالب نظريه پردازان جوهر وجان معماری است ومعماری به مثابه فن ساماندهي فضا استنيکولاس پوزنز اعتقاد دارد که تاريخ معماری به طور عمده تاريخ شکل گيري فضا بدست انسان است»(وهابي،1378،ص ص 60-55)

فضاي معماری پيش از مدرن

سير تحول فضا را در طول تاريخ معماری پيش از مدرن به دو گروه تقسيم شده است:

1.   فضائي که معنايش ترکيب احجام ساختمان های مختلف با يکديگر است و معمار به فضای داخلي ساختمان توجهی ندارد .اين تصور فضائي در معماری مصری،سومری و يونانی به منصه بروز رسيده است.

2.   فضائي که معنايش توجه به فضای درون ساختمان ها است. اين تصور فضائی از نيمه دوم معماری شروع شد.بنای پانتئون در رم آغاز اين دوره را مشخص مي دارد که تا آخر قرن هجدهم ادامه يافت.

۳.در فضاي پيش از مدرن ،فضاي با سلسله مراتب طبقه بندي وجود داشت که خوش قواره وصميمي بود که براي مدرنيست ها تحمل ناپذير بود.

 فضای معماری مدرن

با استفاده از عناصر تعريف کننده فضا براساس پايه اصولي و منطق از هندسه اقليدسي با ايجاد شبکه هاي سه بعدي از تير و ستون فضا هاي همگون و متجانسي را ايجاد کردند که اين فضا ها کاملا"از سطوح جدا کننده باربر، رهايي يافته بودند و تداوم فضايي را ايجاد مي کردند.

فرم مورد نظر معماران مدرن عبارت بود از فضاي بيکران و فضاي جاري که ارزش هاي جديدی را بوجود آورد.فضای معماری مدرن فضاي است هندسي و همگون با زير فضا هاي همگون بر اساس دکارت و هندسه منظم که تابع عناصر سازنده اش مي باشد.

فضاي معماری پس از مدرن

معماران در اين دوره سراغ الگو های قبل از مدرن رفتند(رجوع به تاريخ). به نقد معماری مدرن پرداختند و پيش از علاقه به موضوع فضا،توجه خود را به بحث ارجاعات تاريخي ،استعارات و تزئينات معطوف کردند. تحول پست مدرن در فضا بيشتر به فضاي دلالت ها و معناها معطوف بود نه به ساختار هندسي فضا.

«در معماری ديکانستراکتيو ،فرم هاي جديد انديشه ،زيبا شناساني و اشکال نهادين نو نه با پيشنهاد چيز تازه که با بر هم زدن پيوسته پايداراری فرمهاي موجودپديد مي آيند. آنچه در روند اين معماری روی می دهد فرو شکستن و بر هم زدن تعادل عناصر تشکيل دهنده فضای دکارتی و شکل دادن به کلاژی از عناصر در هم شکسته است .

فضا دراين معماری گرچه مي تواند از نظر هندسی کيفِيتی نا همگن داشته باشد ، اما دلالت پيوسته ای به فضای متجانس دکارتی دارد»(وهابي،1378،ص ص 60-55)

 


نتيجه گيری

موضوع پژوهش از آن جهت داراي اهميت است که فضا رابطه ای مستقيم با عناصر تعريف کننده فضا دارد، چه به صورت هندسي و دکارتي و چه به صورت غير هندسي و غير دکارتي، وبا توجه به اينکه مدرنيسم با تحول در عناصر تعريف کننده متولد شد و با پروفيل های فولادي و بتن مسلح توانست با استفاده از شبکه های منظم سه بعدي (ستون ها و تير هاي باربر) کمک به آزاد شدن وسيال شدن فضا کند.و تحول بزرگ در فضا در دوران مدرن اتفاق افتاد، سطوح جدا کننده از حمل بار،رهايي پيدا کردند،معماران از عناصر باربر حجيم و مشکل زا  رهايي يافتند، وتا کنون هيچ گونه تغييري در عناصرسازه اي که به شکل خيلي بارز که در دوران مدرن اتفاق افتاد، نداريم،فقط با تغيير شکل دادن عناصر تعريف کننده فضا و دلالت هاي معنايي فضا هاي متفاوت از فضاي منظم و هندسي فضاي مدرن،که فضاي است غير همگون و نا متجانس در اختيار ما قرار مي دهد.

همچنين فضا در سبک های معمار ی چون ديکانستراکتيويسم،فولدينگ و...با برهم زدن پيوسته پايداری فرم ها ی مدرن پديد آمد و با فرو شکستن و بر هم زدن تعادل عناصر تشکيل دهنده فضاي دکارتي ،فضاي غيرهمگون بوجود آوردند.فضاها در اين معماري ها گر چه ميتواند از نظر هندسي کيفيتي ناهمگن داشته باشد اما همچنان به فضاي همگن دکارتي زمان مدرن وابسته است.با قاطعيت نمي توانيم بگوييم که به پايان دوران مدرن رسيده ايم، و از عناصر تعريف کننده فضای مدرن فارغ گشته ايم، زيرا حضور انديشه به تنهاي نمي تواند فضا ايجاد کند، بلکه فضا متغير وابسته اي است هم به عناصر تعريف کننده وهم به انديشه (دلالت معنايي).پس فضا هاي که هم اکنون ايجادمي شوند هم وابسته به فضا هاي اقليدسی معماری مدرن هستند .با شناخت دقيق ويژگي هاي فضاي معماری مدرن مي تواند در خلق فضا هاي جديد از تقليد هاي نابجا که از آثار معماری های غرب فقط با نگاه سطحي حاصل مي شودجلوگيری کرد ومعماران به درک مفاهيم ومسائل پايه ای موضوعات سوق داد.

 منابع و ماخذ:

1.اطهاری،کمال،"مقدمه ای بر رابطه جامعه و فضا"،مجله معماری وشهر سازی،شماره 40-41

2.رانزی،آندره،"بحران پيچيدگي،بحران کيفيت رابطه اي و فضا"مجله معماری و شهر سازی شماره38-39،ترجمه:فوزيه خردمند.

3.پاکزاد،جهانشاه،"سادگي و پيچيدگي دو قطب طراحي"،مجله صفه،سال اول شماره 2(تابستان1370)                                   

4.جانسون،فيليپ و جفري کپنيس"دگرگوني فضا"،مجله معماری و شهر سازی دوره ششم ،شماره8-9(مرداد1376)                              

5.ساواکوياما،هي،"لوئي کان و عصر او"،مجله معماری وشهر سازی دوره پنجم،شماره 28-29-(تير/مهر1373)،ترجمه:پرويز فروزي

6.شکوفي،بابک،"فضا و خلق آن"،مجله معماری و شهر سازی،شماره 64-65(سال1381)

7.قريب، عباس،"فضاي سوم در هزاره سوم"مجله معماری و شهر سازي دوره هشتم،شماره 52-53(آبان1383)                      

8.ملکي، غلامرضا،"آزموني برای بسط مفهوم معماری"مجله معماری و شهرسازی دوره ششم،شماره8-9(مرداد1376)

  9.منصوري،بهروز،"فضا و خلق آن"،معماری وشهر سازی شماره64-65(سال1381)

10.وهابی،کيانوش،"در جستجوي فضاي نا همگن"معماری و شهر سازی دوره هشتم ،شماره 52-53                      

11.گيدئين،زيگفريد،فضا،زمان ومعماری،1374،چاپ چهارم،انتشارات علمی و فرهنگي،ترجمه:منوچهر مزيني.

12. معماريان، غلامحسين؛ سيري در مباني نظري معماري، نشر سروش دانش با همكاري نشر معمار، چاپ اول، 1384

این مقاله در نشریه شماره ۴۵ و۴۶ شورای مرکزی نظام مهندسی به چاپ رسیده است

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 21:27  توسط مهری دهبان  |