تبليغاتX
هنر و معماری

هنر و معماری

فضا در معماری ایران

اصولا وصول به سر منزل مقصود(مادي/معنوي)بدون واسطه و به عبارتي بدون عبور از منازل رابط مقدور نمي باشد.حد بالاي لزوم رعايت سلسه مراتب در سير وسلوك عرفا از اصول بديهي است كه بدون ملحوظ نمودن آن و بدون طي منازل متوالي وصول به مدارج عالي ميسر نيست

   اين ضرورت در بسياري از متون و اشعار عرفا مذكور است از جمله:

 

•هفت شهر عشق را عطار گشت/ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم(مولوي)
•رهرو منزل عشقيم و ز سر حد عدم/تا به اقليم وجود اين همه راه امده ايم(حافظ)
•چيست اندر خم كاندر نهر نيست؟چيست اندر خانه كاندر شهر نيست

     اين جهان خم است و دل چون نهر آب /اين جهان حجره است و دل شهري عجاب(مولوي)

گوته

مزرعه ،جنگل،باغ،صرفا براي من فضا بودند تا اين كه تو

عشق من

آنها را به مكان مبدل كردي

 ادامه دارد....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 10:22  توسط مهری دهبان  | 

سير تطور فضا در دوره های معماری  پيش از مدرن،مدرن وپس از مدرن

 

مهری دهبان

مدیر گروه معماری و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رباط کریم 

مدرس دانشگاه آزاد اسلامی  شهر ری

چکيده

موضوع و زبان معماري درباره فضا و مكان است .فضا رابطه ای مستقيم با عناصر تعريف کننده فضا دارد، چه به صورت هندسي و دکارتي و چه به صورت غير هندسي و غير دکارتي، وبا توجه به اينکه مدرنيسم با تحول در عناصر تعريف کننده متولد شد و با پروفيل های فولادي و بتن مسلح توانست با استفاده از شبکه های منظم سه بعدي (ستون ها و تير هاي باربر) کمک به آزاد شدن وسيال شدن فضا کند.و تحول بزرگي در فضا در دوران مدرن اتفاق افتاد، سطوح جدا کننده از حمل بار،رهايي پيدا کردند،معماران از عناصر باربر حجيم و مشکل زا رهايي يافتند، وتا کنون هيچ گونه تغييري در عناصرسازه اي که به شکل خيلي بارز که در دوران مدرن اتفاق افتاد، نداريم،فقط با تغيير شکل دادن عناصر تعريف کننده فضا و دلالت هاي معنايي فضا هاي متفاوت از فضاي منظم و هندسي فضاي مدرن،که فضاي است غير همگون و نا متجانس در اختيار ما قرار مي دهد.

پس ما هنوز در فضای معماری مدرن مي باشيم وبا قاطعيت نمي توانيم بگوييم به پايان دوران مدرن رسيده ايم حضور انديشه به تنهاي نمي تواند فضا ايجاد کند، بلکه فضا متغير وابسته اي است هم به عناصر تعريف کننده وهم به انديشه (دلالت معنايي).پس فضاهاي که هم اکنون ايجادمي شوند ،گر چه ميتواند از نظر هندسي کيفيتي ناهمگن داشته باشد اما همچنان به فضاي همگن دکارتي زمان مدرن وابسته مي باشند.

با شناخت دقيق ويژگي هاي فضاي معماری مدرن مي توان در خلق فضا هاي جديد از تقليد هاي نابجا که از آثار معماری های غرب فقط با نگاه سطحي حاصل مي شودجلوگيری کرد ومعماران جوان را به درک مفاهيم ومسائل پايه ای موضوعات سوق داد.

واژگان کليدی: فضای بیکران، فضای جاری(تداوم فضائی)فضای همگن، فضای کارکردگرا

  مقدمه

موضوع و زبان معماري درباره فضا و مكان است تعاريف مختلفي كه تاكنون از معماري ارائه شده است، معماري

به عنوان اجتماعيترين هنر بشري با فضاي اطراف انسان مرتبط است،ونوعي عمل خلاقانه است که مقصود آن شكل

دادن به فضاي زيست انسان درتماميتش مي‎باشد.گستردة آن از جوابگويي به نيازهاي انساني در پيوند با محيط

وطبيعت تا بيان عواطف و اعتقادات او طيف وسيعي را در برمي‎گيرد

توجه به فضا از قرن نوزدهم به بعد آغاز شده است وتا قبل از آن تعريفي مشخصي در هيچ يک از متون تئوريک معماری غرب نداريم.تعاريف بدست آمده ، براي فضا از منابع مورد پژوهش عبارت است از:

 

·        از ديدگاه اگوست پره(Auguste Perret) ، معماري هنر سازماندهي فضاست و اين هنر از راه ساختمان بيان مي شود

·        ادوارد ميلر اپژوكوم (Edvard Miller Upjokom) نيز معماري را هنر ساختن و هدف كلي آن را محصور كردن فضا براي استفاده بشر تعريف مي كند.

·        گفته لامونت مور (Lamont Moore) نيز معماري هنر محصور کردن فضا جهت استفاده بشر است

·        فضا:«سطح يا حجمي است که اشياء يا پديده ها اشغال مي کنند»(اطهاری،ص35)

·        فضا: اشياء و پديده ها را با يکديگر مربوط مي سازد.

·        فضا: «حجم تعريف شده اي است که بر اساس فاصله و رابطه بين سطوح ظاهر مي شود»(شکوفي،1381،ص ص 49-47).

·        فضا:«کمپوزيسيوني از فضا و عناصر تعريف کننده است»(شکوفي،1381،ص ص 49-47)

·       فضا:«فضا به اعتقاد غالب نظريه پردازان جوهر وجان معماری است ومعماری به مثابه فن ساماندهي فضا استنيکولاس پوزنز اعتقاد دارد که تاريخ معماری به طور عمده تاريخ شکل گيري فضا بدست انسان است»(وهابي،1378،ص ص 60-55)

فضاي معماری پيش از مدرن

سير تحول فضا را در طول تاريخ معماری پيش از مدرن به دو گروه تقسيم شده است:

1.   فضائي که معنايش ترکيب احجام ساختمان های مختلف با يکديگر است و معمار به فضای داخلي ساختمان توجهی ندارد .اين تصور فضائي در معماری مصری،سومری و يونانی به منصه بروز رسيده است.

2.   فضائي که معنايش توجه به فضای درون ساختمان ها است. اين تصور فضائی از نيمه دوم معماری شروع شد.بنای پانتئون در رم آغاز اين دوره را مشخص مي دارد که تا آخر قرن هجدهم ادامه يافت.

۳.در فضاي پيش از مدرن ،فضاي با سلسله مراتب طبقه بندي وجود داشت که خوش قواره وصميمي بود که براي مدرنيست ها تحمل ناپذير بود.

 فضای معماری مدرن

با استفاده از عناصر تعريف کننده فضا براساس پايه اصولي و منطق از هندسه اقليدسي با ايجاد شبکه هاي سه بعدي از تير و ستون فضا هاي همگون و متجانسي را ايجاد کردند که اين فضا ها کاملا"از سطوح جدا کننده باربر، رهايي يافته بودند و تداوم فضايي را ايجاد مي کردند.

فرم مورد نظر معماران مدرن عبارت بود از فضاي بيکران و فضاي جاري که ارزش هاي جديدی را بوجود آورد.فضای معماری مدرن فضاي است هندسي و همگون با زير فضا هاي همگون بر اساس دکارت و هندسه منظم که تابع عناصر سازنده اش مي باشد.

فضاي معماری پس از مدرن

معماران در اين دوره سراغ الگو های قبل از مدرن رفتند(رجوع به تاريخ). به نقد معماری مدرن پرداختند و پيش از علاقه به موضوع فضا،توجه خود را به بحث ارجاعات تاريخي ،استعارات و تزئينات معطوف کردند. تحول پست مدرن در فضا بيشتر به فضاي دلالت ها و معناها معطوف بود نه به ساختار هندسي فضا.

«در معماری ديکانستراکتيو ،فرم هاي جديد انديشه ،زيبا شناساني و اشکال نهادين نو نه با پيشنهاد چيز تازه که با بر هم زدن پيوسته پايداراری فرمهاي موجودپديد مي آيند. آنچه در روند اين معماری روی می دهد فرو شکستن و بر هم زدن تعادل عناصر تشکيل دهنده فضای دکارتی و شکل دادن به کلاژی از عناصر در هم شکسته است .

فضا دراين معماری گرچه مي تواند از نظر هندسی کيفِيتی نا همگن داشته باشد ، اما دلالت پيوسته ای به فضای متجانس دکارتی دارد»(وهابي،1378،ص ص 60-55)

 


نتيجه گيری

موضوع پژوهش از آن جهت داراي اهميت است که فضا رابطه ای مستقيم با عناصر تعريف کننده فضا دارد، چه به صورت هندسي و دکارتي و چه به صورت غير هندسي و غير دکارتي، وبا توجه به اينکه مدرنيسم با تحول در عناصر تعريف کننده متولد شد و با پروفيل های فولادي و بتن مسلح توانست با استفاده از شبکه های منظم سه بعدي (ستون ها و تير هاي باربر) کمک به آزاد شدن وسيال شدن فضا کند.و تحول بزرگ در فضا در دوران مدرن اتفاق افتاد، سطوح جدا کننده از حمل بار،رهايي پيدا کردند،معماران از عناصر باربر حجيم و مشکل زا  رهايي يافتند، وتا کنون هيچ گونه تغييري در عناصرسازه اي که به شکل خيلي بارز که در دوران مدرن اتفاق افتاد، نداريم،فقط با تغيير شکل دادن عناصر تعريف کننده فضا و دلالت هاي معنايي فضا هاي متفاوت از فضاي منظم و هندسي فضاي مدرن،که فضاي است غير همگون و نا متجانس در اختيار ما قرار مي دهد.

همچنين فضا در سبک های معمار ی چون ديکانستراکتيويسم،فولدينگ و...با برهم زدن پيوسته پايداری فرم ها ی مدرن پديد آمد و با فرو شکستن و بر هم زدن تعادل عناصر تشکيل دهنده فضاي دکارتي ،فضاي غيرهمگون بوجود آوردند.فضاها در اين معماري ها گر چه ميتواند از نظر هندسي کيفيتي ناهمگن داشته باشد اما همچنان به فضاي همگن دکارتي زمان مدرن وابسته است.با قاطعيت نمي توانيم بگوييم که به پايان دوران مدرن رسيده ايم، و از عناصر تعريف کننده فضای مدرن فارغ گشته ايم، زيرا حضور انديشه به تنهاي نمي تواند فضا ايجاد کند، بلکه فضا متغير وابسته اي است هم به عناصر تعريف کننده وهم به انديشه (دلالت معنايي).پس فضا هاي که هم اکنون ايجادمي شوند هم وابسته به فضا هاي اقليدسی معماری مدرن هستند .با شناخت دقيق ويژگي هاي فضاي معماری مدرن مي تواند در خلق فضا هاي جديد از تقليد هاي نابجا که از آثار معماری های غرب فقط با نگاه سطحي حاصل مي شودجلوگيری کرد ومعماران به درک مفاهيم ومسائل پايه ای موضوعات سوق داد.

 منابع و ماخذ:

1.اطهاری،کمال،"مقدمه ای بر رابطه جامعه و فضا"،مجله معماری وشهر سازی،شماره 40-41

2.رانزی،آندره،"بحران پيچيدگي،بحران کيفيت رابطه اي و فضا"مجله معماری و شهر سازی شماره38-39،ترجمه:فوزيه خردمند.

3.پاکزاد،جهانشاه،"سادگي و پيچيدگي دو قطب طراحي"،مجله صفه،سال اول شماره 2(تابستان1370)                                   

4.جانسون،فيليپ و جفري کپنيس"دگرگوني فضا"،مجله معماری و شهر سازی دوره ششم ،شماره8-9(مرداد1376)                              

5.ساواکوياما،هي،"لوئي کان و عصر او"،مجله معماری وشهر سازی دوره پنجم،شماره 28-29-(تير/مهر1373)،ترجمه:پرويز فروزي

6.شکوفي،بابک،"فضا و خلق آن"،مجله معماری و شهر سازی،شماره 64-65(سال1381)

7.قريب، عباس،"فضاي سوم در هزاره سوم"مجله معماری و شهر سازي دوره هشتم،شماره 52-53(آبان1383)                      

8.ملکي، غلامرضا،"آزموني برای بسط مفهوم معماری"مجله معماری و شهرسازی دوره ششم،شماره8-9(مرداد1376)

  9.منصوري،بهروز،"فضا و خلق آن"،معماری وشهر سازی شماره64-65(سال1381)

10.وهابی،کيانوش،"در جستجوي فضاي نا همگن"معماری و شهر سازی دوره هشتم ،شماره 52-53                      

11.گيدئين،زيگفريد،فضا،زمان ومعماری،1374،چاپ چهارم،انتشارات علمی و فرهنگي،ترجمه:منوچهر مزيني.

12. معماريان، غلامحسين؛ سيري در مباني نظري معماري، نشر سروش دانش با همكاري نشر معمار، چاپ اول، 1384

این مقاله در نشریه شماره ۴۵ و۴۶ شورای مرکزی نظام مهندسی به چاپ رسیده است

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 21:27  توسط مهری دهبان  | 

خوب به سلامتی چند روزی است که پل جوادیه افتتاح شده است. در این نوشتار قصد نقد این بنا را ندارم، بلکه فقط نگاهی گذرا با تاثیرات( احتمالی! ) این پل بر آینده معماری خواهم داشت.

۱. نمی دانم! همیشه احساس می کردم که خیلی از این بناهایی که هر روز این طرف و آن طرف سر به فلک می کشند، آن چیزی نیستند که معمار محترم می خواسته، یعنی به دلیل مشکلات سازه ای ( بخوانید ترس از رو به رو شدن با مسائل جدید ) طرح ها تغییر می کنند، یا کلا از خیر طرح می گذرند. شاید این پل بتواند اندکی این ترس را بر طرف کند

۲. تهران( شاید هم شهرهای دیگر! ) محل احداث پل های مختلف است. و جالب آنکه این پل ها همگی کپی برابر اصل همدیگرند! پل جوادیه در این بازار شام درهم و برهم جامعه معماری، فعلا چون دری می درخشد! دست به دعا برداریم، تنها جواهر این بازار نباشد!

۳. انصاف هم چیز خوبی است! دیده ام بین اساتید خودم و بین دانشجویان با دیده تمسخر به این پل نگاه می کنند، استادی را در خاطر دارم که این پل را به استخوان ماهی تشبیه می کرد. قضاوت را به خودتان واگذار می کنم ولی در مقادیر اولیه برای نتیجه گیری، وضعیت فعلی جامعه معماری ایران را هم وارد کنید( به خصوص در بحث پل! )

۴. امیدوارم این بنا، بتواند تاثیری بگذارد بر ذهنیت طراحی المان های شهری. دیگر بر همه واضح است که توریسم معماری هم وجود خارجی دارد، به خاطر بیاورید موزه گوگنهایم بیلبائو را، یک بنای شاخص شهری کوچک در اسپانیا را به محل بازدید میلیون ها نفر در سال کرد. البته امیدوارم الگوی این کار در ایران، برج میلاد نباشد!

۵. امیدوارم ذهنیت ها تغییر کنند، که پل هزار نوع مختلف دارد، مسجد هزار نوع مختلف دارد، مجتمع تجاری هزار نوع مختلف دارد...امیدوارم آن دسته از عزیزانی که چسبیده اند به بعضی چیزها کمی نرمش به خرج دهند و در معادلات ذهنی خود، عوامل دیگری را هم وارد کنند.

۶. یک چیزی را می خواهم بنویسم ولی يادم نمیاد! شاید بعدا در این مکان جمله نغزی درج شود!


پ.ن: روزهای عجیبی است، همه چیز به هم پیچیده، باشد که همگی رستگار شویم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 8:56  توسط سعید  | 

پیش نوشت:عرضم به حضورتان که سخن راندن از بعضی مسائل دیگر تبدیل به کلیشه شده و خواندنش به هیچ وجه نمی چسبد( حتی با چسب راضی! ) اما این بار قضیه کمی جالب تر است و کلی باعث انبساط خاطرتان خواهد شد!

خوب بهتر است بروم سر اصل مطلب و از اشتباه فاحشی که انجام دادن برایتان بنویسم تا عبرتی شود برای آیندگان! قضیه از این قرار بود که کتابی می خواندم با نام فرشید موسوی برخورد کردم. یکی از آثار ایشان پروژه سینما آزادی بود که اجرا نشده بود. کنجکاوی من تحریک شد که ببینم طرحی که در حال حاضر اجرا شده است دقیقا متعلق به چه کسی است. به اینترنت مراجعه کردم( اولین اشتباه ) و نام سینما آزادی را سرچ کردم به ویکی پدیا هدایت شدم ( دومین اشتباه ). در مدخل مربوط به سینما آزادی به نام شرکت مهندسان مشاور توان برخورد کرد. این نام را در گوگل سرچ کردم و به درگاه این شرکت هدایت شدم( سومین اشتباه ). لیست پروژه های انجام شده شرکت را دیدم بر روی چندتا از این آثار کلیک کردم تا اطلاعات بیشتری به دست بیاورم( چهارمین اشتباه ). به هر حال اطلاعات مربوط به سینما آزادی در این عکس شاهکار خلاصه میشد:

واقعا از وسعت اطلاع رسانی انگشت به دهان موندم! چند لحظه فقط ماندم که این همه وقت برای مرور اطلاعات این پروژه از کجا بیاورم؟ به هر حال! فاجعه به اینجا ختم نمیشود! چند عکس فوق حرفه ای از دیگر آثار این شرکت شما را به سر ذوق خواهد آورد:

آقای شرکت مهندسان مشاور توان! من کاری به طراحی شما ندارم! اصلا شما خود رنزو پیانو! ولی جان پدرت وقتی می خواهی از پروژه هایت عکاسی کنی دوربین رو دست بردارزاده ۳.۵ ساله ات نده! به جان مامانم اینا به این وضع نمایش آثارتان تا چهار روز دیگر درب شرکتتان به میخ و تخته آراسته میشود! از ما گفتن بود!!!!

در انتهای مطلب اشتباهات رو توضیح میدهم

۱. به هیچ وجه برای دستیابی به اطلاعات مربوط به پروژه های ایرانی به اینترنت مراجعه نکنید! یکراست تشریف ببرید دفتر شرکت! شرکت های محترم یا سایت ندارند! یا اطلاع رسانی شان در حد قطحی زدگان دره کنیا هست.

۲.ویکی پدیا فارسی هم که در رابطه با پروژه های معماری فارسی ناقص تر از ناقص است! 

۳.من به آدرس شرکت مراجعه کردم! این بزرگترین اشتباه امروز من بود!

۴.من امروز مصداق تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره شدم. جهت دریافت اطلاعات بیشتر به سایت شرکت اعتماد کردم!

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 14:58  توسط سعید  | 

اگر از دانشجویان رشته های معماری و هنر باشید احتمالا با مشکلات حمل و نقل و استفاده از تعداد زیاد لوازم و وسایل طراحی آگاهی دارید. گم شدن لوازم و وسایل. دسترسی سخت به اون ها هنگام نیاز از ساده ترین مشکلات هستند. برای حل این مشکل من یک جامدادی با دسترسی سریع و قابلیت های مختلف ساختم که بتونه تا حد زیادی بر این مشکلات غلبه کند.


نکاتی که در طراحی و اجرای این محصول در نظر گرفته شده است:

۱. پاسخ گوی تعداد زیادی از ماژیک ها باشد.

۲. دسترسی سریع به ماژیک ها

۳. قابلیت جمع شدن در حالت های مختلف برای شرایط و فضاهای مختلف.

۴. مکانی خاص برای یک خودنویس/مداد/خودکار

۵. استفاده از تعدادی چسب، برای چسبیدن به موکت و مواد مشابه به هنگام استفاده

۶. جلوگیری از بهم ریختگی و گم شدن ماژیک ها.

هزینه ساخت این جامدادی ۲۶۰۰ تومان+مقداری وقت.


uploadmisr

uploadmisr

uploadmisr

uploadmisr

uploadmisr


+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 0:36  توسط سعید  | 

هنگامی که بحث معماری اسلامی و یا به طور کلی هنر متعالی میشود، در حال حاضر دیدگاه هایی و نظریه های مختلفی از جانب افراد مختلف در باب هنر اسلامی مطرح میشود که اکثر آن ها در جنبه های فرمایلستی موضوع گیر کرده اند و به دنبال راه حل هایی هستند که ظاهر را اسلامی و متعالی جلوه دهد. حال آنکه به طور کلی فلسفه اسلام با ظاهر گرایی و ظاهر فریبی که نتیجه اش عوام فریبی است مخالفت کامل دارد و در فلسفه اسلامی و فلسفه عرفان، ذات به عنوان اصل مطلب مورد توجه قرار می گیرد و هنگامی که بحث ظاهر مطرح میشود، به کنایه و استعاره متوسل میگردد و از بیان صریح مطلب امتنا می ورزد. حال در بحث معماری معاصر ایران که دغدغه های فلسفی و هویتی آن را فرا گرفته است و از استاد و نظریه پرداز و دانشجو به دنبال راه حل و اصالت می گردند برخورد های سطحی با مبانی فلسفه شرقی و به خصوص فلسفه اسلامی و بازنمود آن در معماری معاصر جای بس تعجب و تعمل دارد. در حالی که در جای جای مبانی فلسفه ذات و روح مورد توجه قرار می گیرد و ظواهر امر حتی گاهی اوقات جزو زواید محسوب می گردد این تلاش برای تجلی هنر در ظاهر آثار جای تفکر بیشتر دارد. ظواهر در فلسفه اسلامی متغیر اند و در هر دوره و مکان و زمانی لباسی به تناسب احوالات بر تن می کردند، اما در همه حال ذات مطلب و نوع نگرش به دنیا و رابطه انسان با معبود یکسان و بدون تغییر بوده است.اما حکایت حال حاضر جامعه هنری و معماری ما دقیقا عکس این مطلب را دنبال می کند. ظواهر امر بدون تغییر بایست باشند و ذات اثر نادیده گرفته میشود. و ادامه این راه که رهروانش آن را حفظ هنر متعالی می دانند چیزی جز دوری هر چه بیشتر از اصل مطلب نمی باشد.

 در این پست به واژه ذات و ذات هنر بسیار پرداخته شد و وجه تمایز هنر متعالی با هنر مادی را ذات اثر بیان کردیم، حال به جنبه دیگری از ذات می پردازیم تا به ماهیت هنر متعالی بیشتر آشنا شویم. بایست گفت نوع نگاه در فلسفه متعالی و به تبع آن هنر متعالی بسیار مهم است. به گونه ای که خیلی اوقات نوع نگاه و درکی از که فعل نگاه کردن حاصل میشود وجه تمایز و خط باریک بین هنر متعالی و مادی است. قبل از آنکه بحث نگاه را به طور کامل باز کنیم چند مثال از حوزه هنر متعالی در زمینه معماری می زنیم تا در بحث نگاه و درک حاصل از آن به یک نتیجه برسیم. 

 معماری حال حاضر به بحث هایی چون معماری پایدار، استفاده از مصالح بومی، استفاده از تناسبات و سیستم های متناسب، کارکرد گرایی، استفاده از انرژی های پاک، معماری سبز، تقدم عملکرد بر فرم، بازدهی بنا، بنا در خدمت آسایش بشر می پردازد( البته در دوره های زمانی متفاوت ). اندیشمندان حال حاضر، اینگونه دست آوردهای معماری را به دلیل اینکه در دوران مدرن و پست مدرن رخ داده است و به دلیل اینکه اساسا فلسفه مدرن و پست مدرن را مردود می دانند، به هنر مادی نسبت می دهند و برای رسیدن به هنر متعالی همچنان در سردرگمی به سر می برند. حال آنکه ذات هنر متعالی چیزی جز این موارد نیست و تنها نوع نگاه است که مرزها را تعیین می کند. به عنوان مثال در بحث تناسبات انسانی که لکوربوزیه مطرح کرد، اگر نگاهمان به خود تناسبات معطوف گردد نتیجه، یک هنر مادی می گردد، اما در صورتی که نگاه به انسان( به عنوان پایه سیستم تناسب ) به عنوان خلق احسن خداوند درگیر شود، بازنمود آن جزو هنر متعالی می تواند مطرح گردد( شاید بتوان گفت لکوربوزیه هنر متعالی را بسیار بهتر از نظریه پردازان فلسفه متعالی درک کرده بود، زیرا تنها در صورتی تحقیق بر روی چنین سیستم تناسبی را به جان می خرد که انسان را به عنوان خلق کامل و احسن قبول و درک کرده باشد ). در نهایت اینکه برای خلق اثر متعالی که بازنمود فلسفه آن است ابتدا به ساکن بایست طریقه نگاه کردن به هستی و درک کردن آن را فرا گرفت سپس به وجه مادی و بازنمایی آن در هنر پرداخت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 23:16  توسط سعید  | 

صحبت کردن در رابطه با پول لذت بخشه! این یک چیز کاملا طبیعی هست، اما صحبت کردن در رابطه با در آوردن پول کمی چندش آوره! این هم یک چیز طبیعیه!

این پست کلا در رابطه با پول و در آوردن پول هست، پس اگر به دنبال بهترین مشاغل و یا پردرآمدترین مشاغل هستید، این پست رو ادامه بدید.

البته ذکر این نکته هم لازمه که امیدوارم در انتهای پست نسبت به شغل خودتون ناامید نشید!


سایت cnnmoney.com به نقل از مجله money هر ساله لیست بهترین مشاغل آمریکا رو منتشر می کنه، در این رده بنه به عوامل متعددی توجه میشه از جمله بیشترین در آمد، رشد شغل در سال های آینده و کیفیت زندگی. و هر کدوم از این موارد به زیر شاحه هایی تقسیم بندی میشن، به طور مثال در قسمت کیفیت زندگی ۵ عامل در نظر گرفته میشه و به هر کدوم از این عوامل رتبه ای مانند a,b,c,...داده میشه، این ۵ عامل عبارتند از: رضایت شخصی، امنیت شغلی، رشد شغلی، مفید بودن برای جامعه، و میزان استرس.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 10:46  توسط سعید  | 

مینیمالیسم عبارت است از: ساده دیدن، ساده درک کردن و ساده خلق کردن.

دیگر به دیدن آثار ساده، داستان های کوتاه کوتاه کوتاه و فیلم های کوتاه کم دیالوگ، آثار تجسمی خالی از عناصر زاید عادت کردیم، هر روز که می گذرد و ما به آثار این چنینی برخورد می کنیم و به سادگی از کنارشان عبور می کنیم، تنها به این دلیل که ساده هستند. پس بلافاصله نتیجه می گیریم چیزی که به این ساده گی است، پس به سادگی هم خلق شده، پس بایست به سادگی هم از کنارش عبور کرد.

--------------
چه‌قدر خوب است
که صبح بيدار شوی
به تنهايی
و مجبور نباشی به کسی بگويی
دوست‌اش داری
وقتی دوست‌اش نداری
ديگر

عاشقانه اثر ریچارد براتیگان

--------

 هنرمندان کمینه گرا، شاید زمان خلق اثرشان اندک باشد ولی بایست به این نکته توجه کرد که یک اثر هنری دو مرحله دارد، اندیشه هایی برای خلق اثر و عمل خلق کردن. شاید زمان خلق اندک باشد. ولی برای اینکه در رابطه با موضوعی به این صراحت بیان رسید نیاز به سال ها تجربه و بلوغ تکنیکی و فکری است. 

 و اما سال هاست که وجه تمایز اثر هنری با یک اثر معمولی تغییر کرده است، پیش از این کار بدنی و عمل تکنیکی صرف، موجب تمییز دادن آثار هنری از آثار بی ارزش میشد اما در قرن بیستم و با ظهور هنرمندی چون مارسل دوشان، این تلقی تغییر کرد و تعریف جدیدی از اثر هنری ارائه شد. در دوره مدرن تفکر و فلسفه خلق اثر یک امر مهم در تشخیص آثار هنری مطرح شد. به طوریکه آثار حاضر آماده مارسل دوشان، فقط به دلیل طرف تفکری که در پشت اثر وجود دارد به عنوان اثر هنری پذیرفته شد. آثار مینیمال هم چندان از این قضیه به دور نیستند. چون بعضی از این آثار وقت اندکی صرف خلق آن ها شده است اما تفکری عظیم در پس خود نهفته دارند.

حاضر آماده اثر مارسل دوشان

 

پی نوشت، ابهام زدایی:

هدف از کشیدن پای مارسل دوشان فقید و هنر مفهومی به این بحث، ذکر این که دوشان یک مینیمالیست و یا طبقه بندی اثارش به عنوان هنر کمینه گرا نبوده است. بلکه سعی در بر قراری ارتباط بین دو جنبش هنری و ذکر نکته اشتراک آنها که تفکر و فلسفه در خلق آثار بوده است. البته بدیهی است که هنر مفهومی و هنر مینیمال در زمینه هایی با یک دیگر هم پوشانی دارند.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 0:17  توسط سعید  | 

سلام!

احتمالا می دانید دانشجوی خوب در هر رشته ای کمیاب است و در معماری کمیاب تر! این اغراق نیست که شاید بسیاری از دانشجوهای معماری دل به کار نمی دهند. صادقانه نگاه کنیم! چه کارهایی که شب آخر انجام نمیشود و چه کم هستند افرادی که پروژها را زودتر از موعد مقرر حاضر و آماده داشته باشند. به هر حال! این در کمیاب هست ولی نایاب نیست! به طور کاملا اتفاقی و خیلی عجب و غریب با یکی از این درهای گران بهای عرصه معماری آشنا شدم، به طریقی که شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، واسطه.

 با فارغ التحصیلی آشنا شدم که تمام خصوصیات خوب یک دانشجوی معماری را داشت، علاقه مند بود، پیگیر بود، برای پروژه ها وقت می گذاشت، اهل تحقیق و تفحص بود، به تاریخ معماری تسلط داشت، شعور هنری داشت و از همه مهم تر و جالب تر پشتوانه ای از هنر اصیل ایرانی داشت، بافتن فرش و سمبل های آن. صحبت که می کردیم از مقاله ای می گفت در رابطه با تطبیق فرش و معماری. می گفت و می نالید از کمبود منابع از اینکه و از اینکه اساتید یاری نمی کنند و از ترس ها و دلهره هایش از اینکه مقاله به نتیجه ای نرسد( یک پیش سی و خورده ای صفحه داشت از اندیشه هایش ). خلاصه در این فضای خوشگلی که در معماری معاصر ایران ایجاد شده و همه دم از تلفیق معماری مدرن و سنتی می زنند و کسی هم راه حلی ارائه نمی کند، عملی بس شگفت انگیز بود. شاید راهی باشد برای فرار از این بن بست فکری در جامعه معماری، البته اگر به نتیجه مطلوب برسد.

 دلم می خواست هم اینگونه ادامه بدهم و به این پارگراف نرسم، دلم می خواست بگویم این فارغ النحصیل الان همکار طراح یک شرکت است و منتظر نتیجه قبولی اش در دانشگاه تهران. اما واقعیت چیز دیگری بود، شخص مورد نظر ما سودای مهاجرت تحصیلی به دیار دیگری داشت، واقعا حیفم آمد، کسی می تواند در فضای معماری ایران تاثیر گذار باشد، برود به خارج از کشور و دیگر اثری از او در جامعه معماری ایران نبینیم. تنها مشکلش هم این کنکور لعنتی ارشد بود.

 من واقعا در عجبم تا کی قرار است سرنوشت انسان های این جامعه را با چهارتا سوال چهار گزینه ای تعیین کنیم؟ تا کی می خواهیم به حافظه افراد تکیه کنیم و قدرت خلاقیت را نادیده بگیریم؟ تا کی این مسیر غلط را می خواهیم ادامه بدهیم؟ سوالات آزمون اسکیس ارشد و سطح آن ها و خلاصه ایرادهایی که بر آن وارد است هم که بر همه مشخص است، سالی نیست که کسی گله نداشته باشد از وضع طرح سوال، از اینکه سوالات لو رفته، از اینکه فلان آموزشگاه ارشد با سوالات آشنا هست، از سلیقه ای برخورد کردن ها؟

 تا کی می خواهیم این راهی که به ناکجا آباد است را ادامه بدهیم و انسان های صاحب افکار ناب را ناامید سازیم؟ تا کی میخواهیم مسیر خروج از کشور را به دانشجویان نشان دهیم؟ تا این دانشجو با هر دری بزند تا از کشور خارج یا شود یا پذیرش بگیرد؟ همه مشکلات مهاجرت را به تن بخرد که مدرک ارشد بگیرد و پیشرفت کند؟

 ای کاش میشد حداقل برای رشته های مرتبط با هنر آزمون ارشد خاصی طراحی میشد. مصاحبه ای داشت، بررسی رزومه ای داشت، دفاع از آثاری داشت، در کنار این موارد آزمون تئوری و عملی هم وجود داشته باشد. شاید به نظر غیر ممکن باشد که برای این همه دانشجو این موارد اعمال شود ولی بالاخره هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد. آینده معماری، باور کنید به همین چیزها وابسته است، به اینکه افراد لایق در جای درست باشند. همین.

لینک غیر مرتبط:

معرفی بتن شفاف در وبلاگ خشت یکم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 2:59  توسط سعید  | 

سال ۱۹۶۵، در چنین روزی یکی از تاثیر گذارترین چهره های معماری تاریخ دیده از جهان فرو بست، لوکوربوزیه.

در رابطه با لوکوربوزیه چیز تازه نوشتن سخت است. اینقدر از وی به انواع مختلف در رسانه های مکتوب و دیجیتال نوشته اند که شاید بتوان گفت لوکوربوزیه نویسی اشباع شده است. من به ذکر چند نکته و چند لینک به وی بسنده می کنم.

 چند چیز از لوکوربوزیه همیشه در یادها باقی خواهد ماند:

۱. شعار مشهورش، خانه ماشینی است برای زندگی

۲. ۵ اصل وی در طراحی خانه ها

۳. طراحی سیستم تناسب مدولار

۴. استفاده از بتون

نقل قول مشهوری است که می گوید: لوکوربوزیه پیامبر معماری است. به نظرم این بهترین و جامع ترین تعریف در رابطه با دست آوردهای شخصی مانند اوست.

لینک های مرتبط:

آثار لوکوربوزیه به نقل از سایت memarchitect.com

بخش نخست / بخش دوم

دو تحلیل از ویلا ساوا را در وبلاگ های زیر بخوانید:

وبلاگ یک معمار

وبلاگ معماری ایرانی 

و در انتها:

صفحه وی در سایت کافه طراحی

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 0:30  توسط سعید  |